نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
شجريان عليزاده لطفی (استادان بزرگ)
 

 

شجريان عليزاده لطفی (استادان بزرگ)

 

صفحه اصلی

بايگانی نوشته ها پست الکترونيک

سه‌شنبه، 13 دی، 1384

انتقال

سلام

از اين به بعد اگر چيزی بنويسم در اينجا خواهد بود.

از اين وبلاگ خيلی خاطره دارم.حيف که ديگه ننوشتم.اميد وارم در جای جديد بيش تر بنويسم.در آينده آهنگ هايی که لينکش اينجا بود و ديگه قابلِ دانلود نيستند رو به وبلاگ جديدم منتقل خواهم کرد.

خوش باشيد.

پيام‌هاى ديگران

سه‌شنبه، 30 فروردین، 1384

فدای نام تو

سلام

نمی خوام از اين که خيلی وقته هيچی اينجا ننوشتم و ... حرف بزنم که ننوشتن ش به.

همه ی ما خاطره های زيادی از بچه گی هامون داريم.اگر به ياد اولين باری که يک کار رو انجام داديم بيفتيم احتمالن لبخندی به لب می آريم و ... .

تا اونجايی که يادمه اولين نواری که من برای گوش دادن توی ضبط می ذاشتم يه نوار سفيد بود که بابام توش يه تصنيف ضبط کرده بود.اون هم به شيوه ی کهن ِ گذاشتن ضبط جلوی تلويزيون.

سال هاست که اون نوار گم شده و من تا بعد از ظهر گذشته نتونسته بودم اون تصنيف رو پيدا کنم.البته خب انگار خيلی هم دنبالش نبودم وگرنه جوينده که وضعش روشنه .

اگه به اينجا بريد می شنويدش.کافيه يه بار تا آخر بشنويدش حتا اگه چند بار قطع بشه و باز از همون جا شروع بشه. اون وقت به راحتی به صورت آف لاين می تونيد بارها و بارها بشنويدش.کاری که من ساعت هاست دارم انجام می دم.

خوش باشيد.

پيام‌هاى ديگران

یکشنبه، 10 آبان، 1383

سلام

ياهو

سلام

به اميد خدا به همين زودی دوباره در اين جا خواهم نوشت.

دلم برای ش تنگ شده بود.

خوش باشيد.

پيام‌هاى ديگران

شنبه، 5 اردیبهشت، 1383

خيام

ياهو

حتما همه ی شما يادتون ه که استاد شجريان چند سال پيش جايزه ی «چشم پيکاسو» رو گرفت.جايزه ای که سازمان يونسکو هر ۵ سال يه بار به هنرمندان بزرگی که هنرشون در راه صلح جهانی و بالنده گی انسان باشه می ده.

تا حالا فقط دو بار اين جايزه به اهالی موسيقی رسيده.بار اول «استاد نصرت فاتح علی خان» خواننده و قوال بزرگ و نامدار پاکستانی به اين جايزه دست پيدا کرده بود.اون موقع که ايشون جايزه رو گرفته بود تقريبا در تمام پاکستان جشن بوده و بارها و بارها رسانه های اون جا به اين قضيه پرداخته بودند.اما وقتی شجريان اين مدال رو گرفت فقط اخبار علمی فرهنگی و هنری به گفتن اين خبر پرداخت و تنها به پخش تصوير بسيار کوتاهی بسنده کرد.تنها نشريه ای هم که گزارش درخوری چاپ کرده بود «ايران جوان» بود.

اين چيز ها ديگه گفتن نداره و گفتنش هم سودی.اون وقت که می خواستند به استاد مدال رو بدند مراسمی برای بزرگ داشت «خيام» نيز قرار بوده برگزار بشه و به همين دليل استاد برنامه ای اجرا کردند که اشعار آواز اون برنامه از رباعی های خيام بوده.

امروز من سی-دی اون اجرا رو ديدم.در اون برنامه بهروز همتی و سعيد فرج پوری و همايون شجريان و محمد فيروزی ساز زدند.

قسمتی از اون برنامه رو دانلود کنيد.

<><><><><><><><><><><>

شاد باشيد.

پيام‌هاى ديگران

یکشنبه، 16 فروردین، 1383

آستان تو

ياهو

جز آستان تو ام در جهان پناهی نيست

سر مرا به جز اين در حواله گاهی نيست

آواز : محمد رضا شجريان

تار : استاد بيگچه خانی

اجرای خصوصی در سال ۱۳۶۷

بخش نخست

بخش دوم

بقيه اش باشه برای آينده

شاد باشيد.

پيام‌هاى ديگران

دوشنبه، 25 اسفند، 1382

استاد يوسف فروتن

ياهو

سلام و پوزش برای نبودن ها و ننوشتن ها و ... .

اگر بخواهيم سه تار نوازی ايران را در سده ی گذشته بررسی کنيم بی گمان استاد يوسف فروتن از کسانی است که تاملی ناگزير و دل چسب بر او خواهيم داشت.ايشان از آن دسته از استادان اند که علاوه بر نوازنده گی به کار مقدس و مهم آموزش هم به نيکی پراخته اند.محمد رضا لطفی٬ داريوش طلايی٬ حسين عليزاده٬ پرويز مشکاتيان و ... که همه گی از استادان بزرگ زمان ما هستند٬ بی گمان از اين استاد برجسته ی موسيقی ايران بسيار آموخته اند.

اين که استاد فروتن در چه سالی و در کجا و در چه خانواده ای به دنيا آمده و چه هنگام از دنيا رفته و ... شايد در خاطر بسياری نماند و گفتن و در خاطر ماندنش شايد چنداد مهم نباشد.آنچه ماندنی است صدای ساز ايشان است.

همه گی می دانيد که به گفته ای٬ در کل دو شيوه ی سه تار نوازی وجود دارد.يکی شيوه ی «درويش خان و صبا» و ديگری شيوه ی «استاد عبادی ».شيوه ی فروتن بی گمان از فاخرترين شاخه های شيوه ی نخست است.

ايشان جز برای امور خيريه اجرای صحنه ای نداشته اند و پس از سال ها در سال ۱۳۵۴ -اگر اشتباه نکنم- در جشن هنر شيراز و در کنار آرام گاه پير پارس ماهوری نواختند.نمی دونم فيلم ش رو ديديد يا نه.من که چند سال پيش ديدم و هنوز در حسرت ديدن ديگربارش می سوزم.در ضمن ای کاش آنچه از روايت ايشان از دستگاه های موسيقی ايران در راديو ضبط شده منتشر شه.

استاد فروتن از انگشت شمار استادان قديمی است که همتی شايان توجه به حفظ٬ روايت و آموزش ضربی ها و آهنگ های قديمی موسيقی ايران داشت.موسسه ی ماهور  ۲۰ ضربی قديمی به روايت و اجرای استاد منتشر کرده.در اين جا می تونيد دو تا ش رو دانلود کنيد:

رنگ چهارگاهاستاد فروتن

ضربی ابوعطا

اميدوارم اين کار باعث بشه نوار يا لوح فشرده اش رو بخريد تا ما شرمنده ی «ماهور» نشيم.

شاد باشيد و خوش.

پيام‌هاى ديگران

جمعه، 24 بهمن، 1382

موسيقی روايی

ياهو

سلام.من ميخام درباره ی نوعی از موسيقی حرف بزنم که شايد خيلی از ماها باهاش آشنايی درخوری نداريم.

نمی دونم تا چه حد با موسيقی نواحی ايران آشناييد.و اينکه مثل من آشناييتون کمه يا نه.من چند باری که موسيقی شمال خراسان گوش کردم شنيدم که نوازنده٬ علاوه بر نواختن دوتار ٬ شعری رو می خونه و گاهی ساز زدن رو قطع می کنه و حرف ميزنه و يا شعری رو دکلمه می کنه.گاهی هم تنها ساز می زنه.در کل اون با ساز و آوازش يه داستانی رو روايت می کنه.

اين کار فقط در خراسان انجام نمی شه بلکه خيلی از نواحی ايران چنين موسيقی ای دارند.

من خيلی دوست دارم بدونم آيا همچين کاری رو ميشه با موسيقی دستگاهی هم انجام داد يا نه.مثلا خيلی جالبه که يه قصه ای از مثنوی يا شاهنامه و ... رو اين گونه بشنويم.

اين نوع موسيقی در خيلی جاهای ديگه هم وجود داره و من خودم نواری از يکی از گيتار نواز های اسپانيايی شنيده بودم که همين گونه بود.البته اون هنرمند گيتار فلامنکو رو به شيوه ی سنتی می زد.

حتی شنيدم چيزی که بيشتر از همه تماشاگران اروپايی رو در نخستين کنسرت «استاد حاج قربان سليمانی » شگفت زده کرده بود همين روايتی بودن موسيقی ارايه شده توسط او و شباهت آن با موسيقی فلامنکو بوده.

من خيلی دوست دارم در اين باره بيشتر بدونم.حالا سعی خودم رو می کنم که يه چيزهايی بپرسم که حتما اگه چيزی فهميدم اينجا می نويسم.شما هم که حتما من ديگران رو از دانسته هاتون بی نصيب نمی گذاريد.

<><><><><><><><><><><><><><>

بشنو از نی : شجريان.مشکاتيان.موسوی.۳۱/اردی بهشت ماه جلالی/۱۳۶۱ .جشن تولد همايون و مژگان.

دانلود کنيد. 

پيام‌هاى ديگران

یکشنبه، 12 بهمن، 1382

بازگشت

ياهو

سلام دوستان.من خيلی وقته که مطلبی در اينجا ننوشتم.از اين بابت هم خيلی شرمنده ام.ولی خب من هم مشکلات زيادی داشتم و فقط وبلاگم نبوده که تو اين مدت تعطيل شده بوده بلکه خيلی کارها و علاقه مندی ها و دوستان رو مجبور شدم ترک کنم.حتی امروز که اومدم خونه دو ماهی ميشد که خونواده م رو درست و حسابی نديده بودم.به هر حال اميدوارم با پايان امتحان ها اين مشکل ها هم تموم بشه.

تو اين مدت البته چند تا اتفاق مهم افتاده.مثلا زلزله ی بم و مرگ زنده ياد ايرج بسطامی.حتما شما هم با کارهای ايشون آشنا بوديد و از نوارهای خوبشون لذت برديد.راستش من فقط نوارهای افشاری مرکب و بوی نوروز مژده بهار و کمی هم وطن من رو از ايشون گوش ميکردم.واقعا خواننده ی خوبی بودند و همه گی ما خيلی از مرگشون ناراحت شديم.

حتما همه ی شما از ماجرای کنسرت استاد شجريان هم خبر داريد و تو روزنامه ها خونديد.

تو اين چند وقته من نوار جديدی به جز «سه نوازي» نخريدم.اين نوار خيلی خوبه.سه تار حميد متبسم و تمبک پژمان حدادی و بربط حسين بهروزی نيا.ماهور و مرکب نوازی در افشاری و همايون.واقعا اگه با اين نوع برداشت ها از موسيقی ايران که تقريبا نو جويانه و ديگرگونه هستند ميانه ی خوبی داريد اين نوار رو تهيه کنيد.

يه سری نوار هم از «استاد حسن کسايی‌ » اين بزرگ مرد موسيقی ما منتشر شده.بدبختانه هنوز نتونستم تهيه شون کنم.

دانلود کنيد.

پيام‌هاى ديگران

شنبه، 20 دی، 1382

افسوس

پيام‌هاى ديگران

جمعه، 7 آذر، 1382

کرشمه

ياهو

سلام.من ميخوام درباره ی يکی از گوشه های موسيقی دستگاهی مون بنويسم.اگه با گوشه های موسيقی ايرانی آشنا باشيد حتما گوشه ی کرشمه رو شنيديد.معنی واژگانی کرشمه رو همه ی ما می دونيم ولی ما ميخوايم از نظر موسيقی اين گوشه رو بررسی کنيم.گفتم «ما» چون دوست دارم شما هم هر چه به ذهنتون ميرسه بگيد و من و ديگر دوستان رو از نادانسته ها و دانسته های اشتباه مون آگاه کنيد.

کرشمه در بيشتر دستگاه های موسيقی اجرا ميشه و معمولا در محدوده ی درآمد ه.يعنی برای اجرای اون تغييری در فاصله ها ايجاد نميشه.حس من نسبت به اجرای کرشمه پس از درآمد مثل دست دادن و روبوسی بعد از ديدن دوستان نيک ه که شيرينی ديدار رو چند برابر ميکنه.

ريتم گوشه ی کرشمه با وزن عروضی زيبای «مفاعلن فعلاتن» بيان ميشه و به نظر من با اينکه وزن عروضی داره ولی بيشتر يه گوشه ی سازی ست تا آوازی.در ضمن گاهی اشتباهی رخ ميده و شماری از موسيقی دانان برجسته وزن ۸/۳ و يا ۸/۶ رو به ريتم اين گوشه نسبت ميدن.در حالی که ريتمش يه ريتم ۱۲ ضربی ست و با بررسی همون وزن عروضی به طريقه ی ساده ای ميشه اين رو فهميد.موسيقی ما در قديم دارای ريتم های ادواری بوده و اين ريتم شايد از انگشت شمار ريتم های به جای مانده از اونهاست.

در رديف ميرزا عبدا... فراهانی دستگاه های ماهور و شور و نوا و سه گاه و چهارگاه کرشمه دارند.ولی نبايد تصور کرد که در ديگر دستگاه ها و آواز ها نميشه کرشمه اجرا کرد.من در بيات ترک و ابوعطا و ... کرشمه شنيدم.و حتی به عنوان مثال در دستگاه ماهور دو کرشمه ی ديگه در محدوده ی گوشه های «حزين» و «راک» وجود داره.ولی خب من در دستگاه های همايون و راست پنجگاه و آوازهای دشتی و افشاری کرشمه نشنيدم يا دستکم متوجه نشدم يا فراموش کردم.

استاد محمد رضا لطفی علاقه ای زياد و حس بسيار زيبايی در اجرای اين گوشه دارند و شايد نشه گوشه ای رو پيدا کرد که شخصيت مستقلی داشته باشه و ايشون در اون محدوده کرشمه نزده باشند.برای نمونه ميشه از کرشمه های شور و ماهور در دو سوی نوار «يادی از درويش خان» نام برد و البته و صد البته کرشمه ی نوا در «قافله سالار».که کرشمه ی نوا در ميان همه ی کرشمه ها زيبايی ويژه ای داره.در نوار قافله سالار٬ هم در ابتدای برنامه و هم بعد از رنگ نوا که در محدوده ی «نهفت»ه و نيز هنگام فرود از نهفت به نوا کرشمه ميزنند.

استاد عليزاده هم خيلی کرشمه رو دوست دارند -اينها رو با توجه به اجراهاشون ميگم- و در خيلی جاها اونو اجرا کردند.مثلا در نوار «کنسرت نوا» ايشون حدود ۸ دقيقه کرشمه ميزنند و تنها در محدوده ی درآمد سير نميکنند و به شيوه ی بسيار زيبايی به «نيشابورک» و «نهفت» -اگه حافظه ام درست بگه- سرک ميکشند و با انگاره ی «رنگ نوا»ی رديف ميرزا عبدا... زيبايی بيشتری به اون کرشمه ميبخشند. 

کرشمه البته چيزی نيست که فقط اين دو اجرا کنند و ميتونيد در ساز همه ی استادان اون رو بشنويد.

من خيلی سعی کردم که يه چيزی آپلود کنم ولی نتونستم و از اين بابت شرمنده ام.

شاد باشيد و خوش.

پيام‌هاى ديگران

یکشنبه، 25 آبان، 1382

از من تا مشکاتيان و پريسا

ياهو

سلام دوستان.سال روز شهادت امام علی گرامی ـو نه تسليت- باد.من شرمنده ام برای دير نوشتنم و دليلش رو هم قبلا شرح دادم.فعلا بايد سوخت و ساخت.

سه شنبه ی دو هفته پيش تو دانشگاهمون نشست کانون موسيقی بود که من واسه رسيدن بهش روزه ام رو به هم زدم و کلی پول آژانس و اين حرفها دادم.ولی چون فکر ميکردم ساعت ۳ شروع ميشه دقيقا در پايان مراسم رسيدم.در ضمن يه فصلنامه ی ماهور و کتاب معارفم رو سر کلاس جا گذاشتم.کتاب «کارنامه ی سپنجِ» محمود دولت آبادی هم تو اتوبوس جا موند.آدم ۶۰۰ صفحه از يه کتاب ۷۰۰ و خورده ای رو بخونه و گمش کنه بد جوری ميسوزه مگه نه؟گيجی هم عالمی داره ها.ببخشيد که يه خورده ادبيات قاطی موسيقی ميشه.اگه اهلش هستيد «جای خالی سلوچ» دولت آبادی رو بخونيد که بهترين اثر او و همينطور به گمانی بهترين اثر رئال ايرانه.اين داستان کوتاه هم به خوندنش می ارزه.

در ضمن دوشنبه ی هفته ی پيش هم رفتم خدمت استاد شعاری.خوب يه حرفهايی رو نميشه زد فقط ميشه گفت ما گناهمون خيلی سنگينه انگار.گناهی به اسم شهرستانی بودن.جلسه ی اولی که رفته بودم پيششون ميخواستند چهارمضراب ماهور استاد عليزاده از کتاب ده قطعه۱ رو درس بدن.من گفتم خودم زدم ولی چون اين مضراب بندیش برای تار ه من با مضرابِ پروانه زدم.با تعجب پرسيدند :«پروانه رو کی بهت گفته؟!».يعنی فکر ميکرد ما نميدونيم به مضرابِ <راست-چپ-راست> ميگن پروانه.خودم از اين تعجبشون شگفت زده شده بودم.

اين رو هم بگم که آقای شعاری قراره ۶ و ۷ آذر در تالار وحدت برنامه داشته باشند.

نمی دونم اين چه علاقه ايه که به گوشه ی مثنوی دارم.البته کرشمه رو هم خيلی دوست دارم.شايد بشتر از همه ی گوشه ها.من فکر ميکنم که استاد شجريان در نوار «سر عشق» اونجا که ميخونند : «در هوايت بی قرار م روز و شب ... » مثنوی ميخونند.خوشحال ميشم اگه کسی ميدونه درست فکر می کنم يا نه بهم بگه.

يادتونه گفته بودم دليل کم کاری استاد پرويز مشکاتيان - اين بزرگ مرد موسيقی ما و اگه سياوش شاکی نميشه اين سرو آزاد ما ـ تمام شدن نيست؟حتما مصاحبه ی زيبا و گويای خودشون رو با روزنامه ی دوست داشتنی شرق خونديد و اگه نخونديد حتما بخونيد.فکر نمی کردم درباره ی استاد شجريان صحبت کنه.هر چند انتقاد هم کرده ولی خيلی حال کردم که «پهلوان آواز ايران» خطابش کرده.باشد که باز هم پهلوانان در اين گود اندر آيند.

نوار «در آينه ی آسمان» هم خيلی اثر زيبايی ست.کمانچه ی کيهان کلهر با تنبور علی اکبر مرادی.محمد رضا درويشی متن بروشور ش رو نوشته.يه مطلب به اسم موسيقی تعزيه از درويشی ديدم که محشره.حيف که خيلی طولانی ه و شايد همه خوششون نياد و گر نه حتما مينوشتم اينجا که بخونيد.

من خيلی سعی کردم که اون کنسرت پريسا با گروه عارف رو کامل بذارم برای دانلود ولی اين اينترنت سر ناسازگاری گذاشت.به هر حال فقط قسمتهايی رو آماده کردم که اميدوارم خوشتون بياد.

تکنوازی نی  ۱:۵۷ که قسمت اول برنامه است.

ساز و آواز۲  ۳:۰۲  که قسمت چهارم است و با کمانچه ی گنجه ای.

 چهارمضراب  ۱:۱۶ که قسمت پنجم است.

ساز و آواز۳  ۳:۰۶  که قسمت ششم است. 

تصنيف  ۲:۲۲ که قسمت آخر يعنی سيزدهم است.

پریسا و گروه عارف

اون مثنوی دشتی و تصنيف قبلی هم که قبلا دانلود کرده بوديد به ترتيب قسمت های دوم و دهم بوده اند.

اميدوارم خوشتون بياد.در ضمن باز هم ميگم نظرات شما رو خيلی دوست دارم و سپاس بی کران برای لطف همه ی آنها که به اينجا سر ميزنند.شاد باشيد و خوش.

پيام‌هاى ديگران

شنبه، 10 آبان، 1382

ياهو

سلام.اتفاقی در چند روز پيش افتاد که خيلی خوش حال کننده و همچنين ناراحت کننده بود.منظورم تار نوازی خداوندگار تار،استاد جليل شهناز در مراسم چهره های ماندگار ه.يقين دارم ديديد و اگر نديديد خيلی بيشتر از نصف عمرتون در فناست.

واقعا استاد با چه فروتنی ای با آن حال و روز جسمی و با آن کهن سالی چه سازی نواختند.

وقتی گفت استاد جليل شهناز ميخواد ساز بزنه داشتم پر در می آوردم.و سريع به چند تا از دوستان زنگ زدم و با اينکه خونه ی دوستم بودم چند تلفن به خودم شد.حتی داداش محسن که در اين وادی ها نيست از تهران بهم زنگ زد.

درسته که جسم استاد يارايی چندانی نکرد ولی روحش ذره ای از بلند پروازی هايش را از دست نداده بود.همان جمله بندی های مست کننده و همان ضربی های دل انگيز.و سازش همچنان رازهايی نو ميگفت با ما.

آه که ديگر پير شدی شهناز.وه که چه جوان و با طراوت است روحت.و چه مهربانی.و چقدر دوستت داريم.و ... چقدر غريبه اند با تو و ما،آنها که به خيال خودشان به تو لطف ميکنند و سخاوتمندانه «چهره ی ماندگار» خطابت ميکنند.

دلم ميخواد تا صبح اين ضبط صدای تارش رو پخش کنه و من ازش حرف بزنم.کاش اين free-host مجالی ميداد که دستکم چند دقيقه ميهمانتان کنم به شنيدن سازش.

...

همشهری يه مصاحبه پنج شنبه با پشنگ کامکار و خانومش انجام داده که خوندنش خالی از لطف نيست.من تازه با وبلاگ ای دف... آشنا شدم.وبلاگ خوبيه ولی به نظر من به جای عليرضا افتخاری ميشه درباره ی کلی آدم ديگه حرفهای خوب زد در چنين وبلاگی.خيلی عجيبه که نيلوفرانه موفق ترين اثر موسيقی ايران باشه.خودتون به اونجا بريد و بخونيد.در ضمن دو وبلاگ ديگه هم ديدم به نام های : مکتب ميرزا عبدا... و مکتب ميرزا حسينقلی.اميدوارم به راهشون ادامه بدهند و ما هر چه بيش تر از اين، وبلاگ خوب در زمينه ی موسيقی ايرانی داشته باشيم.

از همه ی کسانی که به من سر ميزنند و من نمی تونم عذر ميخوام و شرمنده ام برای کم بودن وقت.راستی اگه آهنگی دوست داريد بهم بگيد تا اگه داشتمش تقديم کنم.

شاد باشيد و خوش.

پيام‌هاى ديگران

یکشنبه، 4 آبان، 1382

زاد روز

ياهو

سلام.من چيز زيادی واسه گفتن ندارم و حالم هم زياد خوش نيست.فقط اين که امروز ۴ آبان زاد روز مه.

در ضمن به خدا من تقصيری ندارم که جشن تولدم با محمدرضا شاه پهلوی تو يه روزه.

شاد باشيد و خوش.

پيام‌هاى ديگران

یکشنبه، 20 مهر، 1382

ياهو

سلام.

سال روز تولد امام مهدی که به اميد خدا يه روز می آد و همه مون سر چوب پاره سرخ خواهيم کرد - اين عبارت رو عطار تو داستان حلاج به کار برده يعنی اعدام ميشيم .حتما تو کتاب پيش دانشگاهی خونديد- تبريک و شادباش.

ترم تازه و گرفتاری های تازه تر.اين دفعه ديگه خيلی نوشتنم دير شد.حتما به بزرگی خودتون می بخشيد.من وقتی آمل هستم کامپيوتر ندارم و نمی تونم وبلاگ بنويسم.تقريبا هر دو هفته يک بار ميتونم به خونه بيام و اميدوارم هر دو هفته بتونم وبلاگ رو به روز کنم.

درباره ی مطلب قبلی بايد بگم که من اشتباه کردم و اون مثنوی که من گفتم افشاری ست اصفهان ه.خوشحالم که اون مطلب باعث شد بچه ها بحث کنند و ما ازشون چيز ياد بگيريم.مراد اصلی ما هم همين ه.اميدوارم باز هم از نظرات شما استفاده کنيم.

يکی از کسانی که من با جسارت دوست خودم خطابش ميکنم از اينجا به اروپا رفت.دوست خوبی که من و چند تن از دوستان خيلی چيزها ازش ياد گرفتيم.با اين که کارشناس موسيقی و بسيار با تجربه تر از ما بود٬ با ما به تمرين و اجرای صحنه ای پرداخت و اعتماد به نفس و حس زيادی به ما بخشيد.شايد همه ی چيزهايی که درباره ی استادان قديمی و خصوصيات اخلاقی شان -که اکنون تقريبا ناياب اند- شنيده بوديم در او بود.يادش هميشه با من خواهد بود.ببخشيد که وادار شديد واکنش من به رفتن کسی که نمی شناسيدش رو بخونيد.

مطلبی خيلی وقت پيش درباره ی استاد پرويز مشکاتيان خونده بودم که نگارنده به تمام شدن اين بزرگ وار اعتقاد داشت.اين که استاد کم کار و ديگرگونه کار شده اند بحث ديگه ايه.ولی اين گونه نبايد قضاوت کرد.دليل اين کم کاری هر چی باشه تمام شدن نيست.به اميد مشکاتيان ی دوباره پرشور و با بغلی پر از آهنگ ها و تصنيف های به ياد ماندنی.

حتما مصاحبه ی استاد شجريان با همشهری رو در ۵ مهر ماه خونديد.پرسش ها و پاسخ ها بيشتر تکراری بودند.حالا شايد گزارش گر ها خوب نبودند.مصاحبه ی کيهان کلهر با شرق اما بهتر بود.عليزاده هم حرف های نسبتا خوبی با جام جم زده بود.

من ديگه چيز خاصی به ذهن م نمی آد که بگم جز اينکه :

مشکاتیان و پریسا

قسمتی از کنسرت دشتی گروه عارف -به سرپرستی مشکاتيان- با خانم پريسا رو آماده کردم واسه دانلود.ابتدا چهارمضراب سپس تصنيف -اون هم در شکلی بديع و زيبا- و ضربی ای برای تار و سنتور.اين رو هم بگم که اون موقع مشکاتيان فقط ۲۱ سال داشته.

اعضای گروه : مشکاتيان.فرهمند.کيانی نژاد.شکارچی.عليزاده.گنجه ای.

دانلود کنيد.

شاد باشيد و خوش.

 

پيام‌هاى ديگران

دوشنبه، 31 شهریور، 1382

مثنوی

ياهو

سلام.قبل از هر چيز من بايد پوزش بخوام برای اينکه کمی نوشتنم دير شد.اين اکانت نازنين گير داده بود و اجازه ی ورود به وبلاگ رو بهم نميداد تا حدی که من فکر کردم وبلاگم هک يا خراب شده که خوشبختانه اين گونه نبود.

اما ميخوام کمی درباره ی مثنوی حرف بزنم.همان گونه که مثنوی يک قالب شعری ست يک قالب موسيقايی هم هست.در واقع مثنوی که در موسيقی ايرانی و در دستگاه های مختلف اجرا ميشه برای خواندن شعری که در قالب مثنوی سروده شده به وجود آمده.حالا شايد برای مثنوی مولانا.من نميدونم دقيقا.ولی گاهی بعضی غزل ها هم در اين قالب اجرا ميشوند.

تقريبا تمام دستگاه های موسيقی ايرانی گوشه ای به نام مثنوی يا دستکم در سبک و سياق اون دارند.ولی شايد متداول ترين مثنوی در افشاری اجرا ميشه و حتما شما مثنوی افشاری رو شنيديد.يکی از زيباترين اجراهاش که من شنيدم همون مناجاتی ست که ماه رمضون ها قبل از ربنا از راديو پخش ميشه و استاد شجريان اجرا کرده.

دستگاه های موسيقی که دستکم من مثنوی توشون شنيدم عبارتند از :

افشاری.که همونی که گفتم و همچنين مثنوی اجرا شده در نوار دل مجنون توسط استاد شجريان نمونه هاشن.و البته تقريبا تمام استادان بزرگ در افشاری مثنوی اجرا کردند که پيدا کردن چند نمونه اش زياد سخت نيست.

اصفهان.خاطره ای از استاد صبا نقل ميشه که اولين بار مثنوی اصفهان رو با صدای درويشی رهگذر شنيده و دنبالش راه افتاده و اون رو نوشته.خيلی دوست داشتم من هم با صدای اون درويش ميشنيدمش.اگر به رديف آوازی استاد عبدا... دوامی دسترسی داريد ميتونيد اونجا گوش کنيد.و نيز اجرا های ديگه.

بيات ترک.مثل اجرای استاد شجريان در «به ياد عارف» با شعری بسيار زيبا از «سايه».همچنين استاد در «دل مجنون» از طريق گوشه ی رهاب از مثنوی افشاری به مثنوی بيات ترک ميرند که بسيار استادانه و زيباست.

نوا.که نمونه اش در «بی تو به سر نمی شود» موجود است.من گمان ميکنم در روی دوم «دود عود» هم مثنوی ميخوانند ولی مطمئن نيستم.

دشتی.که تنها اجرايی که من شنيدم از خانم پريسا ست با آن صدای جادويی و تار استاد عليزاده.

سه گاه.در سه گاه گوشه ای به اين نام وجود نداره ولی گوشه های «هدي» و «پهلوي» بسيار به مثنوی شبيه هستند و ميتونند نوعی از آن تلقی شوند.اين گوشه ها در بيشتر برنامه های سه گاه هم با ساز و هم آواز اجرا شده اند.

چهارگاه.در اين دستگاه هم مثل سه گاه آن دو گوشه با کمی تفاوت وجود داره.ولی در گوشه ی مخالف چهارگاه مثنوی خونده ميشه که به مهارت و تسلط بسياری نياز داره.تنها اجرای درخوری که من سراغ دارم و يکی از قله های رفيع آواز ايران نيز هست در نوار «دستان» است.در ابتدای روی دوم نوار و بعد از «دخترک ژوليده» غزلی از سعدی : «دوش دور از رويت ای جان جانم از غم تاب داشت...».هر بار شنيدنش مستتان خواهد کرد بيشتر از پيش.

من در ماهور و شور و همايون و راست پنج گاه و ابو عطا مثنوی يا چيزی شبيه اون نشنيدم.ولی اگر هم اجرا نشده دليل نيست که نميشه اجرا کرد.به خصوص همايون به گمان من کاملا قابليتشو داره.

به هر حال من دو تا مثنوی آماده کردم واستون.يکی مثنوی افشاری از استاد شجريان با غزلی بسيار زيبا و دلربا از مولانا.و ديگری مثنوی دشتی از خانم پريسا.در ضمن عکس پريسا دقيقا در زمان اجرای همون مثنوی ست.اميدوارم شما هم مثل من تصويريش رو ببينيد.پریسا

دانلود کنيد:

مثنوی دشتی     ۴:۰۳

مثنوی افشاری    ۵:۲۲

شاد باشيد و خوش.

پيام‌هاى ديگران

Persian Art music


لوگوی من

شجريان لطفی عليزاده - استادان بزرگ

 

حضور و غياب:


وبلاگ دوستان





چاوش

   

  RSS 2.0